پرفکشنيزم کتلتی از توالت ياخوش دستی تقدير يک کون گشاد   

من آدم کمال گرايی هستم. وسواس مسخره ای دارم که همه چيز بايد درست و سرجاش باشد. مثلن ساعت ديواری توی هال هميشه روی ۱۱.۴۵ ايستاده است و اگر ساعت ۷ هم باشد و بخواهم از خانه بيرون بروم صبر می کنم تا ساعت ۱۱.۴۵ بشود که وقتی از هال رد بشوم ساعت دقيق و درست وقت خودش را نشان بدهد.. گرچه می توانستم به جای اين همه انتظار همان ساعت ۷ دو تا باتری توی ساعت بيندازم که درست کار کند. تمام عمر با اين تنبلی دلنشين زندگی کرده ام. به جای يک حرکت دو دقيقه ای منتظر معجزه- روح جاری- متافيزيک- اتفاق می نشينم تا کارها درست شود ولی بايد درست شود. از خانم همسايه شکايت دارم که با راه انداختن بوی دلمه کلم و قليه ماهی و خورش آلواسفناج باعث ميشود توالت بوی گه و شاش خودش را ندهد. در توالت را با عجله باز می کنی - شاش جلوی چشمهات را گرفته و بوی کتلت از سوراخ چاه می زند بالا. اگر گرسنه باشی مخصوصن ! ميدانی چه حالی می شود آدم؟ همه ی حس هات مخلوط می شود. مثل وقتهايی است که ميخواهی آب ميوه بخوری از يک دست ادوکلنی که خودش را به همه جای ليوان کشيده است ! بوی اختلاط ( نه اختلال) حواس را درک می کنی؟ فکر کن دفعه ی ديگر که با يک ماهيتابه کتلت مواجه می شوی چه حالی داری. من کمال گرا هستم و توالت بايد بوی شاش و گه خودش را بدهد حالا گيريم کمی مخلوط با بوی بنفش بوگيرهای دايره ای که بوی انگور تيزابی ميدهد آميخته با بوی آمونياک متصاعد از شاش که می شود همان بوی اصيل يک توالت.

کمال از نظر من چيزی است که سر جای خودش است حتی اگر دستی از آسمان بخواهد لطفی بيش از انتظارت بکند. مثلن خودت را برای يک خوردن يک ساندويچ در وسط شهر آماده کرده ای ولی دوست پسرت با يک لبخند گشاد دو تا بليت پاريس نشانت بدهد و بگويد عشق من با يک شام رومانتيک در قلب شانزه ليزه چطوری؟... در اينجا کمال از نظر من همان دو تا دانه کتلت است حتی اگر قبلش شاش تندت گرفته باشد و زن همسايه کتلت پخته باشد.

لینک
   هوای دو هوا   

۱-

عزيز دلم! ناز بالشی که روحت از درياچه ی قوی چايکوفسکی آمده است! .... خودم را پاک و مطهر نگه داشته ام برايت!...من نمی گذارم هيچ چرک و غبار و آفتی بر من نشيند تا تو بيايی!... نه شته نه بيد نه ساس!...من زهر نفتالين را  چون نوشدارو به جان خريده ام ... جان من قبل از اينکه سهراب بميرد بيا! اين تن بميرد بيا!

با عشق: ملافه ی سپيد توی گنجه

۲-

يا يه نفر خوابهای اين خانوم رو تعبير کنه.... يا من رو از دستش نجات بده!

تصدقتون بشم: ويتامين E

لینک
   زن - درخت - زن   

همه آنجا مرا می شناسند...خرگوشها بهتر!... من تنها زنی هستم که چسبيده ام به تنه ی درخت چنار ۲۰۰ ساله و معکوس پايين را می پايم! از پرندگان بپرسی ميدانند... آنها گاهی برجستگی گلوی مرا نوک می زنند...من از مهمانی های شاهزادگان روسی قبل از انقلاب اکتبر می آيم و راسپوتين هم نتوانست مرا گول بزند... به سادگی می گويم ... زنت می شوم... همين قدر که شبها کسی باشد که نگذارد بترسم کافی است... همين قدر که اگر تشنه شدم به من آب دهد کافی است يا جای نوک پرندگان را مرهم بگذارد... من ديگر آنقدر درخت شده ام که بلد باشم  تمامی چيزهای باشکوه را وا بدهم... زنت می شوم!

لینک
   يستردی ون آی واز يانگ!   

چرا يادت نمی کنم عشق من؟.... تو همه جا هستی...همه جا... چه حضوری داری....اونقدری که از کلافه گی راه می افتم ديوونه وار تو خونه ... بعد ضبط دو کاسته يا سينک دوقلوی ظرفشويی رو می بينم و ياد تو کلافه ترم می کنه و خونه رو نمی تونم تحمل کنم و می زنم بيرون... تا همين پيچ سر کوچه می رم و باز خونه ی سر کوچه رو می بينم و بی تحمل ميشم چون ياد تو می اندازه منو... آخه اون خونه هم دودره است... يه در شمالی يه در جنوبی.... از پيچ کوچه اون ورتر هم نمی تونم برم... حالم بد می شه و باز بر می گردم خونه و باز سينک ظرفشويی و ضبط....چرا يادت نکنم عشق من؟!

لینک
   نيايشی بر گربه ی ابلق!   

و دوباره اتوبان نيايش و گربه ی له شده ای که پوستش برای انداختن جلوی در خوب نيست! و بازگشت ظفرمندانه ی من به کار سابقم...چينی محبوب من!... ولی با اين حال امسال بوی تکرار نمی آيد! يعنی نمی خواهم که بيايد!

حول حالنا الی احسن الحال و الحول!!

لینک