ده فرمان   

۱- دانش ات را برای خودت نگه دار و با مردم مهربان باش.

۲- موقع انجام عمل دفع به خرابی سيفون فکر نکن.

۳- فقط به قد-قامت-استقامت مردان بينديش . بگذار قول های محکم و وفادارانه شان تنها يک وز وز در پس زمينه ، يک موزيک متن رومانتيک و بی کاربرد باشد.

۴- چيپس را دوست داشته باش ولی دور کمرت را بيش تر.

۵- از دست شپش يقه پاره مکن.

۶- ماشين ات را جايی پارک نکن که کلاغ ها روش برينند.

۷- يک بار هم که شده در طول عمرت با کشتی سفر کن تا قدر استقرار در خاک را بدانی.( و از ما خوش حال تر چنارانند.)

۸- بادمجان را جز به صورت جوجه  و غوره و بادمجون مصرف نکن.

۹- عمه ی آن کس را گاگا کنيد که می گويد افتادگی آموز اگر طالب فيضی.

۱۰ـ بچه برو کنار بگذار باد بياید.

لینک
   دريچه ی ازدحام خام   

اگر به خانه ی من آمدی ای مهربان زحمت نکش! من همين ته کوچه چپيده ام تا نفهمم يا لااقل کمی ديرتر بفهمم که کسی اين روزهابرای من از سر کوچه رد نمی شود! تو که سر کوچه را می پايی اگر رسيد برای من چراغ نياور! در اين گرمای تابستانی ای مهربان بوی کلر بياور و کاشيهای آبی خنک! ای مهربان بعد از تن خيس و خنکی ديگرنمی گويم چه بياور!... اصلن ای مهربان برای خودت می گويم...من که همين ته کوچه به بوی گِل خام اين ساختمان نيمه کاره هم دلخوشم!

لینک