FCUK or My Ex's Mother   

O My Love let me explain....why being concience striken?....i have always been a good promise keeper.....but sometimes somehow it comes up that in a entangling nostalgic situation, u feel u like to give your Ex a call, your f**cking Ex who already f**cked up your mind, f**ked up your heart and f**ke up your trust, but u know my love? i have always been loving the men who are as mother f**cker as i am

with many thanks to my dear sponser: FCUK -  French connection   

لینک
       

صدای جرز لولای روغن نخورده ی دری که می ره سمت تراژدی و بر می گرده سمت کمدی يا بازگشت برتولت برشت!

نمايش تموم شده رفته.... ولی این خودتی که یقه ی خودتو گرفتی و ول هم نمی کنی بابت بعضی کارهایی که  زیادی  کردی... بعضی مایه های "برشت" ی که گذاشتی.... می دونی این مایه ی "برشت" رو از کجا آوردم؟ یه صحنه توی فیلم "هنرپیشه" مخملباف هست که اکبرعبدی توی شهربازی قنداق شده و قراره توی گهواره اووووه اوووه کنه.... وقتی مرحوم حسین پناهی میاد بالای سرش می بینه اکبر عبدی داره زار زار گریه می کنه چه گریه ای....با همون لهجه  ی روستایی اش می گه: اوووووووو کی گفت واسه همچین نقشی مایه ی "برشت " بذاری؟!!!

بعضی وقتا که واسه یه نقش درپیتی و دلقکی که قراره مایه ی خنده ی ديگران باشه ؛ مایه ی برشت گذاشتی.... نمایش هم که تموم بشه بره ... خودت یقه ی خودتو ول نمی کنی....زيادی مايه گذاشته بودی...

لینک
   تا نيامدن هيچ کس!   

دستان ات گم شده اند؟ چه به تر! تو مرا نمی گيری اين من هستم که تو را می گيرم! تو جنازه ی مثله و فراموش شده ای هستی که قاتل ات را نمی يابند. هم باز بهتر! لب هايت درست به اندازه ای باز مانده است که نام مرا صدا بزند و زبان ات نمی چرخد به گفتن حرفی از فردا! همين که "فردافريبی" نيست خوب است. چه بهتر که جنازه ای! نگاهت در جستجوی نامعلومی مانده است و من هرکجا که بنشينم نگاهت روی من می ماند و لبهايت.... لبهايت درست به اندازه ی تلفظ نام من باز مانده است. پرونده ات را ديگران بسته می دانند تو جنازه ی مثله شده ای هستی که قاتل ات را نيافته اند و آنهايی که دوستت داشته اند نيز از تو صرف نظر کرده اند... و تنها من.... من  می توانم کشوی سردخانه را تا نيامدن هيچ کس با خيال راحت باز کنم و تو را تنها برای خودم بخوانم.... دست هايت را هنوز پيدا نکرده اند... اما لبهايت... لبهايت.....

لینک
   عشق تازه ام!   

 اسمت رو گذاشتم عشق تازه ام و عجيب ياد هويج و کرفس و کلم می افتم که روش شبنم کلاه برداری آب پاش مردک ميوه فروش نشسته.....ولی بهرحال اسمت را عشق تازه ام گذاشتم....چندتا چيز هست که بايد راجع به من بدونی....من از اونام که بيشتر از اونی که زندگی کنم ، درباره ی زندگی حرف می زنم.... بيشتر از اونی که داستان بخونم داستان می نويسم.... از بچه گی ام بيرون نيومدم هنوز... دلم می خواد رو ميزهای پيتزا فروشی راه برم تا برسم به ميز ته رستوران... دلم می خواد شبيه خواننده های اجق وجق راک باشم... دلم وقتی يه چيز شور ميخواد يه چيز شور ميخواد و تو نمی تونی بگی حالا به جاش بيا نون خامه ای بخور..... وانمود کن که به حرفام گوش می کنی... وانمود کن که ريزريزای منو دوست داری... اينجوری تا آخر عمر خرتم! هيچ وقت مخصوصن وقتی دلگيرم ازم نپرس حال فلان جات چطوره... وانمود کن که برات قابل احترامم.... هرچند احترام در برابر قدرت تستسترون تو عددی نيست....عشق تازه ام! من هم حرفهای شورت اسلیپی و طعم هلو و آلبالو می زنم محض باحالی.... ولی بهم بر می خوره اگر يه تيک بخوام از اينا بگم.... عشق تازه ام! می دونم روزا لوکزامبورگ و پری بلنده واسه شوما توفيری نمی کنه.... ولی به روم نيار اينا رو....خب؟ يه جاهايی حواست هم باشه که اين الاحقر(ه) يه هوا انتلکتوئل هم هست.... همين فقط يه هوا!....دمت گرم.... می دونم اينجا هم تا حالا نيومدی و يه خط هم از من نخوندی..... ولی اينا رو به روم نيار....گه گاهی به ويز ويزام گوش کن!.... عشق تازه ی من! ای شبنم روی کرفس من!

لینک