من- يهودا بروخيم   

دی شب که باز خوابم نمی برد، فکر می کردم که کاش من يهودا بروخيم بودم و گرم نوشتن "حييم" که تو وقتی داشتی می آمدی که تاريکای ناخودآگاه مرا قلقلک بدهی، من به معنی هيجدهم کلمه ای فکر می کردم که چيزی شبيه اسفرزه بود يا خود اسفرزه يا درمانده بودم در معنی گياه خارشتر!

لینک
   درجه يک - دو يا سه؟   

یکی دیگه: سلام

من: سلام

یکی دیگه: ردیفی؟

من: ردیف ردیف....مثل کاجهای قبرستون

یکی دیگه:  پس سایه تو بیار پایین تر... ۱۲ ظهره....

من: سایه ام که دیگه به خایه ام رسیده... از این پایین تر نمی آد..

یکی دیگه: من سوخته ام

من: ( با توجه به این که اون یکی دیگه شاعرمزاجه) ای بابا... تو دیگه چرا؟

یکی دیگه: بابا با آب رادیاتور!

من: آهان

یکی دیگه: تو دیگه خوبی؟...

من: آره بابا خیلی بهترم...می تونم بگم ۹۸ درصد!

یکی دیگه: چقدر طول می کشه تا خوب شم؟

من: به من چه از دکترت بپرس...مگه درجه ی سوختگی ت چنده؟

یکی دیگه: بابا احوالات خودم رو می گم!

(من چقدر انواع سوختگی رو با هم اشتباه گرفته باشم خوبه؟)

لینک

   سوفسطايی   

این جانب دباغ بن مستور بن لم یفرح (از آنجا که نسبم به مردی چرم ساز در بلخ می رسد این نام را گزیده ام. چرم ساز مذکور از همان پوستی چرم می سازد که  از قصابان بی منت تان می کند) با شماره کلاسه ۹۸۷/۶۷۵ مورخ ۱۴۰۰/۱۲/۱۲ از طریق روزنامه های کثیرالانتشار طی چهار نوبت اعلام می دارم که چه با می ناب و چه بی می ناب زیستن نتوانم.

لینک