May the Almighty fake for a second   

تو خودت...من خودم....قبول
از ساعت من به بعد؛تو خودم....من خودت... بیا بازی
این همه دست مرا نگیر که بیا حقیقت...
Let us faking
Let the output comes first
دست راست ام جنگلی است...دست چپ ام رودخانه... روبرو آتش....پشت سر بچه ای گریه می کند....من باشم کدام راه را می روم؟ چه کسی را نجات می دهم؟
Let us faking
لباس مادربزرگ شنل قرمزی به تن ات تابلو است... تو گرگ خوبی نمی شوی؛ من چشم می گذارم...(هیشکی به هیشکی نی)
Let us faking
بیا اسم هم را بلد نشویم تا با هم باز هم بازی کنیم( آن که نامی نداشت جفت آدم شد)
Oh Eve may the Almighty choke you by the apple you lifted
هر وقت مهلت تنهایی ام را تمدید کردند، می توانی بروی...
از در که بیرون رفتی لباس مادر بزرگ را بگذار .... در را ببند... موعود پاره وقت من.

لینک
   دکونژستان گذر کردم کم و بیش   

می گویند خداوند آرزوهای مدل خیاری* آدم را زود برآورده می کند. برای من دو تاش در یک روز برآورده شد ، برآورده شدنی....
همیشه فکر می کردم کشور دوست و برادر پاکستان؛ هیچگاه کسی را به خوش تیپی اقبال لاهوری به خود ندیده است که یکی از همین روزها در مکانی، نقیض این تصور ؛ زارپ بر ملاج ام نشست...یکی از کشور پاکستان با همان قد و قامت کشیده و موهای مواج خرمایی...
دویم این که داشتم فکر می کردم معلوم نیست چی توی این آب ها می ریزند که آدم ِهیز و درست و حسابی دید می نشود که نماینده ی کشور دوست و همسایه- ترکیه- این باور را از چشم ام قلوه کن کرد...

* این نام از یکی از انواع مدل های شینیون به اسم مدل خیاری برگرفته شده است؛ بدین جهت که سهل الوصول ترین مدل است که خانم ها حتا بدون مراجعه به آرایشگاه به طرفه العینی می توانند دست به ارتکاب اش بزنند.

لینک
   و خداوند همه ی ما را... چه بریگیت چه...   

ملکه بریگیت خواب دید جزء عمله هایی که برای ساخت بابِل به اسارت گرفته بودند، زنجیر به پا ؛ بیابان فرسایی می کند. بین راه به فرمان خداوند گرد و خاک به پا شد و ناگهان دید که زبان هم قطارهای اش را نمی فهمد چرا که خداوند فرموده بود برج می سازید؟ کاری می کنم که زبان همدیگر را نفهمید.... و بعد هر کدام را به گوشه ای از زمین پرتاب کرده بود؛ چون دل خداوند از ناهم زبانی ِ خشک و خالی خنک نشده بود باید پخش و پلا هم می کردشان. صبح اش به گرترود زنگ زد و گفت: گرترود...خدا دارد گر و گر به من هشدار می دهد... بدبخت هر چه قدر هم که برادرشوهر آدم خوش تیپ تر باشد ارزش ندارد... از خشم هملت بترس...
ملکه بریگیت بعد از آن که گوشی را قطع کرد سعی کرد ارتباطی بین نگاه گرم و نافذ وزیرعمران جدید کشورش و خواب های اخیر او درباره ی خرابی برج بابل روی سرش، هم چاهی با یوسف، جا ماندن از کشتی، هم سفری با جانوران ؛ پیدا کند.

لینک
   IR- TV and an introduction to a literary genre or Yarp Yarp   

:دوستان و همراهان عزیز برنامه ی امشب اختصاص دارد به ادبیات گوتیک.... از آقای هولاکو جغتایی درخواست می کنیم با مقدمه ای از این ژانر ادبی در خدمت دوستان باشیم....
هولاکو جغتایی ( با چشم هایی نیمه بسته و صدایی که حافظ هشتصدسال پیش ا.رگ.ا.س.م انگیزانی می کرد در زن شاه شجاع... همانی که 85 درصدش هواست 15 درصدش صدا و محض دست نخورده ماندن میراث مان تا حالا هم هواگیری نشده ...)
:ای ی ی ی باد صبا ....
: دوستان حالا که ادبیات گوتیک را شناختید درب منزل تان را خوب چفت و بست کنید ... انشاءاله که نترسیده باشید...شب خوش تا برنامه ی آینده که از استاد جغتایی درخواست کرده ایم مقدمه ای بر گروتسک برای مان بیایند...

لینک