روز را و شب را   

صبحی که دیشب‌ش چهار صفحه در مورد عملکرد ماهیچه‌ها ترجمه کرده باشم و سلول‌های مخچه‌ی بیش از هرزمان خاک‌خورده‌ام را وادار کرده باشم که بنویسد:" تروپومیوزین و تروپونین حضور یون‌های کلسیم را برای نگه‌داشتن حالت استراحت یا استارت انقباض میوفریل لازم دارند"، طبعا تا ساعت دوازده می‌خوابم. صبح تلوخوران از روی ماشین لباس‌شویی یک قوطی کوکاکولای نیم‌نوشیده پیدا می‌کنم. جایی خوانده بودم نوشابه‌ها حاوی اسیدهایی قوی هستند که قوی‌تر از هر شوینده‌ای جرم توالت را می‌برند، حالا ببینید با معده‌ی شما چه‌کار می‌کنند. همان‌طور گیج‌ویج خوران قوطی را در توالت خالی کردم. یک‌باره منظره‌ی آب سیاه درگودال یادآور عن شب‌مانده‌ی سیفون‌ندیده شد  و من به روی خودم نیاوردم چون قرار بود بعدا جِرم ببرد دسته دسته.  صبحانه خوردم و جلوی تلویزیون نشستم. بعضی‌وقت‌ها فکر می‌کنم یک دوربین در خانه‌ی من کاشته شده است تا اوقات مرا مفیدسنجی کند. آنگاه ناگهان میوفریل‌ام استارت انقباض می‌خورد و یون‌های کلسیم‌ام از شیر و ماست‌هایی که یادم می‌رود بخورم به داد عضلاتم می‌رسند. بلند می‌شوم سه‌چار حرکت کششی به ماهیچه‌هام می‌دهم تا فراموش کنم تا همین شش‌ماه پیش هفته‌ای پانزده کیلومتر می‌دواندمشان. متوجه شدم که می‌توانم به جای اداره‌ امور مشترکین با یک تلفن به هیژده‌هیژده ، تلفن قطع‌شده‌ام را وصل کنم. دوربین مفیدسنج هنوز دارد فیلم می‌گیرد. امیدوارم راضی باشد. دو تکه ملافه و حوله انداخته‌ام بشورم. وقتی شسته شدند همه‌شان را بغل می‌کنم و بیرون می‌آورم. همان‌طور رخت‌به‌بغل می‌روم سراغ بند رخت آهنی که رویش هنوز چندتکه لباس تمیز خشک‌شده قرار دارد. سعی می‌کنم با همان لباس‌های خیسِ‌ در آغوش، لباس خشک‌ها را جابجا کنم و همزمان جارختی را به رادیاتور گرم توی حمام برسانم. کاری که شاید هنوز بتوان به‌عنوان آکروبات توی حلق مردم‌ بدوی کرد و اسباب‌حیرت شد. امیدوارم مفیدسنج این‌ مشقت‌ها را مدنظرش داشته باشد. به حمام می‌روم تا رخت‌ها را پهن کنم. بوی شیرین توی لگن توالت یادم می‌اندازد که وقتش است توالت را جرم‌زدایی کنم. شتک‌های نوچ نوشابه همه‌ی لگن را نقاشی کرده است. بوی کوکاکولا بوی شاش لگن را بالا آورده است. دیگر زور میوفریل‌هام به هیچ جور انقباضی نمی‌رود. فشار آب‌گرم را بالای سرشان گرفته‌ام. به زور از شر کوکاها راحت می‌شوم ولی سیاهی‌اش جامانده کف توالت و مجبور می‌شوم جرم‌"گیر بیاورم و توالت را بشورم. حالا فهمیدم چطور کوکاکولا باعث تمیزی می‌شود. ده صفحه هم مجله خواندم. یک ترانه هم چپه کرده‌ام. ظرف‌ها را نگه می‌دارم برای فردا. امیدوارم کون طبیعت و مافی‌ها از اعمال مفید من خنک و خرسند باشند.

لینک