خانم ماه دوبرونته!   

متفعل باد نام تو! (فعل اش را هم تو بگذار)..... کسی جوری ما را میخواند که یادم می آورد "و هو(هی؟)لطیف(لطیفه؟)!"....به اقسام نام ها از اشرف چارچشم تا حسن خرصداخوانده شده بودیم!.... یاد آقا بزرگمان می افتیم که به اصلن می گفته "از ته!" و روزی وقتی دلش نمی امده به زن هفتم اش – خانم ماه- بگوید که این جزابه ی نمک چیست جای ناهار جلویمان گذاشته ای- تا شب هی آب می خورد و  می گوید: "خدا باباتو بیامرزه خانم ماه! چند وقتی بود "از ته" آب نخورده بودیم!"....حالا "خدا بابا تو بیامرزه لرد( به ضم ل نه کسرش)! چند وقتی بود از ته بادهای" برونته" ای دامن حريرمان را نرقصانده بود!" متفعل باد نام تو!

لینک