در طول اين سه سالی که اين وبلاگ را می نويسم اين اولين باری است که نقل قولی از کسی ديگر می آورم.....اين را ويليام فاکنر موقع گرفتن جايزه نوبل گفته:

من پايان انسان را نمی ‌پذيرم.
آسان است که بگوييم انسان فنا ناپذير است زيرا او تاب می ‌آورد و تحمل می ‌کند.
زيرا وقتی که آخرين دينگ دانگ فنا صدايش تغيير کرده است و از آخرين صخره ی بی ‌ارزش که بدون موج در آخرين غروب سرخ مرگبار آويخته است، محو شده است حتا در آن وقت هم صدايی باز خواهد بود که متعلق به بانگ ضعيف و پايدار انسان است که باز هم صحبت      می ‌کند.
من اين را نمی پذيرم.
من باور دارم که انسان نه تنها تحمل خواهد کرد بلکه فراتر از آن او فائق خواهد آمد. او فنا‌ناپذير است نه به خاطر اين‌که تنها موجودی ست درميان جانوران که صدايی پايدار دارد. بلکه به اين دليل که يک روح دارد. روحی که قادر به داشتن شفقت و فداکاری و تحمل است. وظيفه ی شاعران و نويسندگان اين است که در رابطه با اين چيزها بنويسند.
مزيت نويسنده اين است که به انسان کمک کند که تاب آورد. که قدرت روحی ‌اش را بالا ببرد. با يادآوری آن‌چه که شکوه گذشته است مثل شجاعت و افتخار و هنر و غرور و شفقت و افسوس و فدا به او کمک کند که تاب آورد.
صدای شاعر نبايد تنها پيشينه ی نيک انسان به حساب آيد . بلکه می ‌تواند يک تکيه‌گاه باشد. يکی از ستون هايی که با تکيه برآن ها بتواند تاب آورد و پيروز شود.

لینک