آخ که ديگه فرنگيس!   
نميدونم چه جوری و تحت تاثير چه عوامل جوی يه روز عشق لاتی به سرم می زنه و اين تصنيف! رو می گم. حالا من ريغوی شيربرنجی رو مجسم کنين که يه سيبيل گذاشتم و اينو واسه دختر همسايه می خونم که يه کاسه چينی گل قرمز دستشه و از اين سر کوچه تا اون سر کوچه کون می چرخونه و خیرات می ده و کون منو می سوزونه.
(تو نميری تو اين وا نفسای فمينيسم و به تو چه خودم از پس خودم بر ميام و گه خوردی واسه من غيرت نشون ميدي و مگه خودم چلاقم و اينا..... هوس کردم يکی واسه يه کسی کافه رو به هم بريزه.... چند تا دماغ بشکونه..... بعد بگه آبجی چادرتو درست کن برو تو خونه خوبيت نداره!!.... آخ که اين دل رو گل بگيرن الهی! کی می گه آبگوشت بده؟)

عرض سلام می کنم خدمت چشم مستتون
ایشالا بی بلا باشه یاس سپید تنتون
از حال ما اگه بخواین سر تا پا آتیش تبیم
هرچی زمین بچرخه باز تا آخر دنیا شبیم!
چند وقته کم پیداشدین غنچه که غمگین نمیشه
سایه گلبرگای یاس نازکه, سنگین نمیشه!
حقیقتش ملالی نیست دوریتون هم عادت ماست
همسایه رام کویر, سکوت هم صحبت ماست
اینجا شب و ستاره هاش سلام گرم می رسونن
چشات روز بد نبینه از زلف تو پریشونن
دیگه زیاده عرضی نیست باقی بقای شادیتون
بازم به خواب ما بیاین شازده گیس گلابتون!

لینک