از پودر عسل سياه -بَک تو دِ -سال های سخت مائو تسه تونگ   

ببين اين کمونيسم با اين چينيه بدبخت چه کرده که حالا هر چی هم تلافی در مياره هنوز اونجاش خنک نمی شه....می گه يه بار مائو دهه ی شصت ميلادی جلوی دولت های اروپايی قپی در می کنه که صادرات آهن کشور من همچينه و همچون و يه ظرفيتی رو توافق می کنه که صادر کنه...ولی واقعيت اش اين بوده که ذخاير آهن چين اصلن تو اون حد و حدود نبوده... بعد تصميم ميگيره برای جبران کمبود ،تمام ظروف آهنی رو از خونه ها جمع کنه( ماهيتابه و ظروف آشپزی چينی ها آهنيه)... ملت شاسکول چين هم گوش به فرمان( از اونا شاسکول تر جمعيت مائوئيست و روشنفکر سراسر دنيا!) ... البته سياست مائو اين بوده که اول از خودش شروع می کرده... مثلن توی زمان قحطی- خود مائو و خونواده اش يه سال گوشت نمی خورن.... خلاصه کار به جايی می رسه که ديگه ديگ و قابلمه ای واسه آشپزی نمی مونه ...يعنی بی اغراق توی هيچ خونه ای يک ماهيتابه پيدا نمی شده ....تا جاييکه يه مکانهای عمومی واسه ی غذا دادن به مردم درست کرده بودند که بهشون جيره ميداده... حالا اگه کسی پير بوده و نمی تونسته بره غذا بگيره يا مريض بوده و بايد سوپ می خورده ديگه بايد می مرده... به راحتی...و رييس من تعريف می کنه که هر روز سر راهش به مدرسه کلی جنازه می ديده که از گرسنگی مرده بودن....حالا اين رييس چينی من از داغ دل اش ...به تلافی سال های سخت ،صبحونه رو که می خوره هيچ... بعدش يک معجون درست می کنه که سر صبحی از بوی گندش می خوام بميرم... شير داغ به اضافه ی کره به اضافه ی تخم مرغ... اينو بعد از صبحونه می خوره... تازه زن اش که اومده يه پاتيل واسه خودش درست می کنه يکی واسه مردک... به مال مردک پودر عسل سياه هم اضافه می کنه.... آخه اونا هم مثل ما به سردی و گرمی و چيزهای قوت دار مردونه اعتقاد دارن...!

لینک