نون فدای ب می شود هميشه چون نويسنده نمی داند چرا آسانسور هميشه....   

ما نمی دانیم....نخواهیم هم دانست....از دست ما کاری ساخته نیست...نخواهد هم ساخته بود....کسی را نمی توانیم عوض کنیم...نخواهیم هم توانست... ما در آسانسور هستیم..آسانسورفقط بالا و پایین می رود نه چپ و نه راست.. ما می خواهیم بچرخانیم اش....می خواهیم بگردد... نمی گردد....ما گرفتار آمده ایم....ما چلمبه شده ایم( چلنبه؟) (نون اش فدای ب شده است .لب کون گشاد  برای تلفظ ب ی بعد از نون  تمایل دارد جلو جلو بسته شود و نون را هم  میم کند)(تلنبه بوده است یا تلمبه؟ این نون هم فدای قوت لب دوز ب شده است؟)( آیا نون هم تصور می کند در آسانسوری سوار است که در بهترین حالت اش اگر گیر نکند فقط بالا و پایین می رود؟) (پلمبیر بوده است نام آن دسر چرب و چیل یا پلنبیر؟ بادنجان یا بادمجان؟ این جا هم نون فدا؟) و باقی داستان همین پرانتزهاست.

لینک