از یادداشت های یک شاشو   
آخ جون...وقتی که بمیرم دیگه یادم می ره اون شب جامو خیس کردم و دامن آبی ام به ملافه ی سفید و نوی خونه ی آقای رییس بابام -رنگ پس داد.
لینک