من- يهودا بروخيم   

دی شب که باز خوابم نمی برد، فکر می کردم که کاش من يهودا بروخيم بودم و گرم نوشتن "حييم" که تو وقتی داشتی می آمدی که تاريکای ناخودآگاه مرا قلقلک بدهی، من به معنی هيجدهم کلمه ای فکر می کردم که چيزی شبيه اسفرزه بود يا خود اسفرزه يا درمانده بودم در معنی گياه خارشتر!

لینک