اگر خوانده نمی شوم جای ام را با قمری ها عوض کنيد....   

.

.

.

.حال ادامه دادن به این داستان رو  ندارم...

این یکی چی؟

- کارگاه کوچیک جوهر سازی رو که رد کنی یه کانتینر سیار خون گیری می بینی و کنارتر از اون یه مغازه ی آب پرتقال گیری...من دارم نیگات می کنم از  اتاقک یخچالی وانت حمل مرغ... از همونجا ... یه دریچه کوچیک هست درست بین کلمه ی حمل و مرغ...

لینک