شکرا ً جزيلا   

رو سرم ...چشم ... بالای چِشم... اعلام می کنم...یکی یکی..از طرف یه مرد خیکی...یک  عدد کَنه کادو شده به کُنه هر چی بود و نبودم ... البته ناگفته نماند ایشون از همون بای  بسم الله طلبکار ابدی من بوده ان و شیرین ترین خاطره ام برمی گرده به زمانی که ایشون مرا خطاب کردن "حیف نون شاشیدم تو کتابایی که می خونی" و من هم روم سياه کاشکی زمانی به دنیا اومده بودم که آقای آقام یه بِرنو تو خونه داشت که از شرمندگی شون در میومدم...چشم هل ندین... اعلام می کنم ... یکی یکی...هیچی به هیچی... از طرف ادوارد دست قیچی... همه ی حرفام و زبونم و نیش ام و زنبورم و انجیل و زبورم و قال و مقال و قول و قرارم غیر مجاز اعلام شد... یک دست مرتب به افتخار افتخار آفرین شون لطفن...از طرف دردونهْ دوستِ دم دمی ام...همدم دیوونه گی ام... یه سوت ممتد از تلفن زیمنس با پیغام  لطیف و مهربون  انسرینگ... کف کنید به افتخارشون... از طرف خودم که یه آدم حسابی ام...یه حساب بی حسابی ... یه به تخم ام تاریخی -به جا مونده از روز هشتم آفرینش که روز نام گذاری اصطلاحات دو کلمه ای حضرت آدم بود-... به همراه چندین بسته  خلسه ی تولیدات لبخندنشان تولیدارو و کارخانه ی حکیم و حضرت لقمان(از پیروان تنوری اصطلاحات دو کلمه ای حضرت آدم)... دستم درد نکنه...به افتخارخودم... مرتب کف کنید...

لینک