زنانه-خيلی زنانه- خوشبخت- مثل زن عصرجديد چاپلين   

یه کمد آبی فلزی داشتیم .همونايی که تابستونا خنک ات می شه بچسبی بهشون.  لنگه ی اونی که دایی ام اینا ۴۰ ساله که یکی شو دارن.توش یه جعبه ی نارنجی روبان زده برات گذاشته بودم.  اول جعبه ی کادو رو خریده بودم تا بعد فکر کنم که چی باید توش بذارم.بعد تو هی قرار بود بیای و هی دیرم شده بود  و هنوز هیچی تو این جعبه نبود. بعد فکر کردم یه گلدون گِلی کوچولو بذارم توش. بعد تو گلدون خاک ریختم. هنوز گل نکاشته بودم که رسیدی. وای. من دیگه رفتم کنار که گند نزده باشم. بعد هی دعا می کردم که يه معجزه ای بشه و تو وقتی اون جعبه رو باز می کنی یه چیزی توش باشه.بعد تو رفتی سر اون کمد آبی. لباسات اون تو بود. از کار اومده بودی خونه که ناهار بخوری.  بعد من دیدم که یهو نمی دونم چی از تو جعبه ی نارنجی سبز شده بود که تو خوشحال شدی. بعد تو هم به من چند تا سکه ی بنفش دادی. سکه ی رایج اون مملکتی که من و تو توش بودیم از این آدامس بادکنکی های سکه ای بود که رویه ی زرورقی بنفش یا طلایی دارند. بعد من گفتم نه... سکه ها رو نگه دار به درد تو بیشتر می خوره. مثل این که تو راننده ی تاکسی نارنجی های اون مملکته بودی که من هم فکر کردم سکه ها به درد تو بیشتر می خوره.

 زمان تو خواب ديدن که به اندازه ی زمان حقيقی نيست، هست؟ ولی حساب کن به قد اون قد خوشبخت بودم .

لینک