تی خاخور گاگا.....   
ديگه به "سحر ماه و ايمان گله" هم قد نمی ده. ماشين لجن پاش آورده ان و سر تا پام را تگری لجن پاشيدن. کلمه درست جفت و جور نمی شه که شعر ببنده. شعر گفتن يه ليوان چای و يک صندلی و يه لبخند دلنشين از يه يار موافق می خواد. با آلودگی صوتی از طرف ياری که می گه : "خاخورشو گاگا....پول نمی مونه لامصب!"( بي ادبی بود به يه زبون ديگه گفتم "خواهرشو يه چيزی"!!!) که شعر نمی بنده. کنسرت ليلی و مجنون چکناواريان هم که بری دردی دوا نمی شه. علف و قرص اعصاب بايد به دهن مجنون ،ليلی باشه که هست. خاک تو سر عاشق آزارخواهی که دنبال يه دختر بيفته تو بيابونا بع بع کنه و با بهائم و ددان بخوابه و ايضا خاک تو سر دختری که اقلا همون چند صبا رو هم با شوهرش نخوابه و آخر به اميد يک همه جا خل ،باکره از دنيا بره. هر چقدر هم که ريق رقت به قلبت تز-ريق! کنی که اقلا با مجنون همدلی کنی بازم شعر نمی بنده. مجنونی که اگر به ليلی هم می رسيد چند ماه بعد می خواست بگه خاخورتو گاگا.....
لینک