يک ترانه ی ترجمه شده   

خالطورِتم... پاورقی تم

می تونم تو مینه سوتا بالش ات باشم*

می تونم خاطرات رابرت موگابه رو از یادت ببرم

هم چنین کابوس های کشتار اوگاندا رو

به شرطی که تو هم فراموش کنی اون بدرقصی منو

اون زنَک هندی بد یادم داده بود اون حرکات دست رو

اومدم بگم خیلی می خوامت یا دور از تو نمی تونم باشم

که دستام گفت خواهرتو  اِف کِی... حالا ول اش کن...

چرا بامن مهربان نیستی؟

حالا که بِ ام وِ نزدیک تر از تصور شده...

حالا که امنیت و لذت رو یک جا و قسطی می شه تجربه کرد...

حالا که شکلات میلکا از شیر تازه ی گاوهای کوهستان های آلپ می یاد( نه گاو کثیف مش حسن از کهگیلویه و بویراحمد) و البته لطیف است.

نکنه کلمات الدفشن ام کلافه ات کرده بود؟

اگه قول بدم به ماتیک و سرخاب و کرست بگم رژ لب رژ گونه سوتین چی؟

خالطورتم... پاورقی تم

"سه تا هزارتومنی" تم

می تونم تو مینه سوتا بالش ات باشم...

آه راستی...

می تونم وقتی که واسه یخ زدن تخم پنگوئن ها گریه می کنی کانال رو عوض کنم...

*در مینه سوتا همیشه بالش گران می باشد و حتا اگر در تمام فروشگاه ها لحاف و تشک و پتو به حراج گذاشته شود، بالش کماکان گران می ماند و از این رو مردم به شدت مراقب بالش های خود هستند که خراب نشوند و شاعر تلمیحن و با زیرکی خواسته بگوید که من حاضرم بالش تو باشم به این معنی که برای تو شیء خدمتگزاری هستم ولی ارزشمند ، چراکه  تو  همه جا مرا به دنبال خودت می بری و مراقبی که من خراب نشوم.(مترجم)

لینک