اسم نداره...   

چندتا جمله هست که می شنوم رسمن کهیر می زنم:

۱- تو آدم صفر و یکی هستی...(اصلن آدم نیستی صد شرف داره)

۲- رو رابطه مون اسم نذاریم...( و از اون بدتر اون که می گه اونی رو که دوسش داری آزادش بذار اگه برگشت دوسِت داشته اگه برنگشت هیچ وقت دوسِت نداشته... از این فِرِنی تر کسی چیزی ساطع نکرده بود)

۳- تو آدم مودی -ای هستی...(در جایی که گاوها و گلدونا هم مود دارن...)

۴- چرا جدی نیستی... خب بشین کار کن... بنویس...( مث این که هر کی حس طنز داره و کارهای جدی شو تو ما تحت بقیه نمی کنه لزومن کاری نمی کنه)

۵- تو نمی دونی چی می خوای از زندگی...(تو پَرقِیسی می خوای از زندگی)

.

.

.

یه روز نتونستین ببینین ریاحین دماغ ما رو هم نوازش می دن و یاد چیزای لطیف لطیف می افتیم و حریر می پوشیم...

یکی یه گونی خیس کنه بکشه رو این نعنا معناها پژمرده نشه ببینم چه خاکی به سرم کنم از دست این در کمین نشسته ی کون نشسته ی...

لینک