تموم شده قراره بيارن   

طرح های زيادی برای قصه دارم. اما تمرکزی برای نوشتن ندارم. طرح هايی نه حتی کم عمق بلکه خيلی عميق و موثر مثل تيغ های جراحی..... از يک دخترک شلخته و متفکر که موهاشو شونه نميکرد ولی درعوض سعی ميکرد با پوشيدن جورابهای سفيد و کفش، لکهای پيرهن و موهای شونه نکرده شو جبران کنه و يا همون دختره که پسرا از ۱۰-۱۱ سالگی به بعد ديگه دوچرخه سواری راهش ندادن و شروع کردن بهش متلکهای سکسی انداختن. همون دختره که اعتماد به نفس حرف زدن تو جمع بزرگترا رو نداشت ولی اگر بهش رو می دادن قيافه و ادا و حرف زدن و جد وآباد همه بزرگترای اون جمع رو به گه ميکشيد. قصه زياد دارم. از همون دختره که خيلی زود بايد ادای زن ها رو در می آورد در حاليکه هنوز از يه قل دوقل و رقصيدن با پسرا و بازی چشمک خسته نشده بود....... اون همه فيلم بازی کردن جلوی خاله خان باجيها و باز هم انگ سر و گوش جنبيدن خوردن....... همه اش قصه است اينا فقط يکی بايد "هم بکشه" بنويسه......... از اون دختره که داره به گور و کفن نزديک می شه ولی هنوز نفهميده که بالاخره دست خط او قشنگ تره يا منصوره ی موريس.... "ی" رو مثل کتاب بنويسی خوشگلتره يا مثل بابا اونقدر بکشی اش تا بزنه زير هرچی که واو و يا و خا هست. اين همه قصه و من تقسيم شدم بين چای دم نکشيده و چربی روی ديوار و بوگير توالت......... آی ناله ی دو تارم خان جانا.....آی زمستون سر در گريبونم از غم بهارم خان جانا.....ستاره اما چه نزديکه....... آی کوير تشنه تاريکه.......آی يکی منو بذاره تو مزايده........ به بالاترين احمق می فروشم........

 ناگهان افسوس چه زود هر چی قيد بلد بودم تموم شد.

هرچی حرف بلد بودم تموم شد.

بلد بودم تموم شد.

تموم شد.

شد.

.

 

لینک