بقچه داری کن ای دل...نبریده داری کن...   

قد بلند داری.... روی سپید موی سیاه....(واه و واه و واه) یه ذهن گل و گشاد واسه دنبال یه آدم افتادن ...به خودت شکل و شمایل و اهمیت دادن از زاویه نگاه اون آدمی که معلوم نیست توش شکل و شمایل و اهمیتی از تو هس اصن یا نه.... اگه گفتی چی تو این زندگی؟

به به .... صدا لطیف می کنی زمخت ملوک .... مکث پشت تلفن و سکوت عمیق وقت و بی وقت و یک نگاه که پانچ کنه چشم اش رو  و چارتا حرف که دهن گاله ات در می یاد می گه.... می گی کارت درسته ردیفی عین کاجای قبرسون....خاک بر کلله معلق ات کنن.....اگه گفتی چی تو این زندگی؟

می گردی تو بقچه ببینی  potentially  کی دیگه  حالا می تونه  تو رو تصویر کنه و شکل ات رو  به ات نشون بده اون جور که دل ات می خواد؛ تا بزنی با یه ضربه بالقوه اش کنی... پارچه ها جور نیستن... تیکه پاره های ته ِ توپ ان... یکی شون قد آستین ته... یکی شون قد کت ات ..... یکی شون تن ات رو می پوشونه.... یکی شون ته ات رو.... یکی شون اگه آب نمی رفت قواره ی یه پیرهنیِ دوشس می شد.... نه ولی انگاری بقچه خالی کردی دوست من... هنو نگفتی چی تو این زندگی....

لینک