ساکت فهمیدم ات اکبر   

بین دو تا آدم هیچ چیز را به اندازه ی سکوت دوست نداشته ام….سکوت به مثابه یک فهم تمام عیار بی صدای دو طرفانه… همان چیزی که نمی دانی از کجا با کی برقرار شده .... همان که وقتی از دست می رود تازه دهان ات باز می شود به بازسازی fake اش...گاهی به جستجوی اش دهان باز می شود به ناسزا ....یقه می گیری...لجن می پاشی... طلب می کنی اش... کنایه می زنی... از خودت دور می شوی... تصویرهای ات را خط خطی می کنی...آخی ...خراب می شوی بچه ....همه داشتید اش ... فهم ساکت.... همان وقت هایی که خداخدا سرخی می پاشد درون ات ولی خروجی اش می کند به عبارت یک مکث یا نگاهی شهابین یا یک گره کوچک ابرو  ….طلا طلا بهتر از هزارتا صدقه ات شوم و دورت بگردم و عشق ام بیا جلوی چشمم می ارزد و معنی و مفهوم آن این است که می فهمم ات اکبر*….

پ-ن: گله ی دیگری هم از مسئولین دارم… چرا هیچکس برای فهم حقیقت پشت دشنام زحمتی نمی کشد….فقط اوه اوه بی تربیت از خط خارج شده گی….؟
* می فهمم ات اکبر؛ گاف بزرگی از دهن دختر کولی فیلم هنرپیشه مخملباف

لینک