عددا جون دارن... سر و سامون دارن   

راه شیم... جلدی راه شیم.... مامانم می گفت از خیابون تا شو... اواسط راه شدن تا می شم.... باید برسی به جای من.... انتظار داری که قاعده ی بازی رو همه بلد باشن... جلدی راه شَن... خیابونا رو هم تا شَن تا زود برسی به اون ته که خودت می دونی.... بازی بازی بگذره چن صباحی که قراره...
- یه آدامس بده به من تلخی سیگارت برا من زیادیه...
- زیبنده ی تو نیست زیادی بودن چیزها...
- چرت ه ....این چرت یعنی چرا با این عدده که از من می گذره همه منتظرن که لیست کنن زیبنده های منو....آی زبیده جون تو یه چی بوگو!
- شوخی شوخی شوخی می گیری چیزارو که رود تلخ ... همون رود نارنجیه که توش باید دست می شستی.... همون که ازت می گذره رو کسی نبینه...
- چه دست ها که ازم رو نشده....عددمالی شده همی چی؟
- تو تازه ی تازه ای... به تازه گی به این تازه گی دست یافتی... با فریم های چال شده ی قبلی... چه نو به نظر می رسی... توی جِلدی انگار....هر کی چالَش بیش تازه اش بیش تر...
- په جَلدی راه شیم... تندی تا شیم... ( عبارتِ "از من گذشته" هی تایپ می شه هی بک اسپیس می خوره...هی تایپ می شه هی بک اسپیس می خوره... میل به جاودانه گی خیلی خز شده ولی هست اش همین دور و بر) والسلام علیکم و علیکم السلام...( خودتی...یه یه یه یه یه ..آینه آینه .)

نامربوط: زرشک طلایی ؛ جایزه نقش اول مرد مکمل به یهودایی که در من است برای غیرزیرپوستی ترین بازی اش در تابلوی شام آخر

لینک