مشق روز: فروخزیده به خیز آمده است   

کسی نشتر بیاورد به "خون جنبان" ....  این فرو خزیده که چمباتمه ی خمود و جمود نزده است بی چاره.... مگر آماده ی خیزان را ندیده ای؟
 سرنگ بیاورید....  هرچه خون است ؛ که اکسیژن به مغز می رساند/که کابوس تازه می کند/که تسلیم به یاد می آورد ؛ تخلیه کنید...
تمام بنفشه هایی که بچهکم بو کرده است اصل نبوده اند( هی بس که چینی تقلبی... هی بس که چینی... بس که متقلب) ... خرابی چون که از حد بگذرد... چی؟...بچهکم این را خوب هجی کردن می خواهمت... خرابی...چون ... که از ...حد بگذرد؟...چی؟... (یه راهنمایی می کنم: صدا به صدا می رسه ...آدم به آدم هم خوب می رسه... کوه هم به کوه می رسه...)
خشت خشت  خودم را می تکانم ...خام و نپخته به عناصر تشکیل دهنده ی خودم مبدل می شوم.... ۶٠ درصد خاطره ی بوی نرگس.... ٧٠ درصد آرزوی هوای تازه و صد در صد تو ام ( این ریاضی ضعیف رو از تلویزیون یاد گرفتم بهم می یاد؟)....
*  بچهکم هرچه حساب خوانده ای روزی از در کوزه برداشته می شود.
* بچهکم از ستاره دار شدن نترس* بچهکم بیا این هم ستاره******* ببین ترس نداره
-چی؟ آباد می گردد.
و ای زبان نافهمان جهان متحد شوید تا ساده بگویم تان ...به پشتو می گویم تان بس که فارسی تان خر است:
د خَلک ُ زور؛ د خدای زور دی ......زور خلق زور خداست....

لینک