يه کلام از ننه ی عروس   

يه قضيه از آقای مارتين ( همون رييس چاقم تو قنادی لا مزون دو پاقی )مونده سر جيگرم که تعريف نکردم.يه روز استثنائا ديدم که اين آقا در حضور يه خانوم هی از زنش تعريف می کنه که زنش طفلکی خسته شده و استراحت احتياج داره....... که داره فکر ميکنه واسه تولدش چه سورپريزی بهش بده........ که هر روز داره بيشتر عاشقش می شه........ من که از زور تعجب صندوق مندوق رو ول کرده بودم و بر و بر حواسم به اين قضيه بود و دستام الکی داشت عدد چاپ ميکرد ، گذاشتم که اون خانوم بره بيرون و بعد از آقای مارتين سوال کردم که : ببخشيد چی شد که جلوی اين خانوم از زنتون اينقدر تعريف کردين ؟ چون هيچ وقت نديده بودم که اصلا اسمی از زن و خانواده جلوی خانوما ببرين......... آقای مارتين گفت: ( البته اون به فرانسه گفت من برای اسهال کار! انگليسی ميارم)

i only pretend like a family man, infront of those ladies who don't catch my eyes

لینک