lack of stingibility complex/oghdeye adam e ghabeliate nishi   

بچه که بودم دو تا خون آشام همسایه ی ما بودن؛

یکی بلوند؛

یکی مشکی؛

ولی جذاب ها....

جوری که از اون طرف خونه ی آقای عطار صدای آخ و اوخ بچه هایی که نیش می خوردن می یومد.... ( ومپی ومپی ومپی جان، جان جان، منو کشتی ومپی جان)

اونا با جن های خونه ی آقای امینی دوست نبودن... مسخره شون می کردن...به شون می گفتن جواد....

حالا همه مون پیر شدیم...من و ومپی ها؛

نیشاشون رو چن سال پیش روت کانال کردن....

حالا هم بین خودمون باشه نیش مصنوعی گذاشتن؛

یه چیزایی هم مث ویاگرا دارن که به نیش کشیده گی یا کشاننده گی می ده به ِشون.

خیلی می گیم و می خندیم شبا دور هم؛

ولی من؛

اگه یه دوربین بی حواسی کلوز آپ ام رو بگیره.... خیلی َ م غمگین ام؛

که مگه من چه ام بود؛

که یه بار هم منو نمِکیدن....

کنت دراکولا از اون همه عکس رخ و نیم رخ که ازت به دیوار زده بودم خجالت نکشیدی ؟( رومانیایی بودی؟ کاش چائوشسکو کرده بودت که رِ به رِ قهرمان باشکوه تاریکای من نمی شدی)

لینک