نای نای(در گوشه ی زنگ شتر خوانده شود)   

درد به من....ای درد به من.....من به درد....به درد...همی نخورم....به درد نخورم....
من که نوک زبان ام....همی نوک زبان ام....آقا نوک زبانم...چشم های تان  می آید و قورت شان می دهم.....
از این جا تا کجا های تان راه برده.....راه برده ام اصلن؟...من ز نیم راه برگشته ام...راه و بی راه برگشته ام...راه راه برگشته ام....ای درد به من.....
خلق شاکی .....زبان از حلق شاکی....... حلق ز نای....نای ز مری....هوا لای زبان....ای زبانم لال زبان....ای وای زبان...نچرخیده است از علی الطلوع به کلامی....سودوکو حل کنی ای ذهن...فراموشی آمده است.....
ای درد به من...من به درد....من به درد همی نخورم....

* اگر این آواز گل کند در باره آن می گویم که شبی از شدت سردرد خواب از چشم ام پرید. به حمام رفتم و بلند بلند آن را خواندم تا خواب از چشم همسایه گان نیز بپرد. باشد تا روزی در همین مملکت شاهد اجباری شدن همدرد تسخیری برای نیمه شب سردرد گرفته گان باشیم.

 

لینک