سايز درک قورباغه ای در چاه   

بيشتر وقتا ناراحت می شم که رييسم از مادرزنش بد می گه..... مثلا می گه چشماش خيلی ريزه و حالا که پير شده تو عکس انگار خوابه.... ( مثل اين که خودش چشای نخودچی چينی چسمکيش خيلی درشته) يا می گه فقط يه بار رفته خارج ولی همش می شينه می گه من که خارج بودم.....بعد يه ضرب المثل می ياره و می گه "مثل قورباغه ی توی چاه می مونه که قد يه دايره ی کوچيک از آسمون رو می بينه ولی ادعامی کنه من آسمون رو ديدم"........ 

پستی و بدجنسی مردک به در....... ضرب المثل قورباغه هه خيلی به دلم نشسته .... ولی خب ما هم که لنگه ی اين مثل رو داريم...... توی اون داستان مولوی که می خواستند فيل رو تو تاريکی شناسايی کنن........... فقط نمی دونم در دايره ی قسمت .... توی اون ظلمات .... کجای فيله نصيب من شده؟.... آره ديگه .... اين يعنی سايز درک من که به اندازه ی سايز..... خب ديگه...

( قابل توجه دوستانی که طی ۱۰۰۰ ای ميل و ۲۰۰۰ پی ام و ۳۰۰ اس ام اس .... از من پرسيده ان فروغ سايز درکت؟ .... فروغ قواره ی فهمت؟.... مظنه ی شعورت.....)

*ضمنا سرم به شدت درد می کنه چون تموم روز روبروی آهن زنگ زده گريه می کردم...

لینک