به پزشکی که رای حذف خواهد داد   

پرتاب شده م ته زمین
پرس شده م جایی بین فلدسپات و میکا
توی فلات پامیر
جغرافی فردا رو نخونده بودم
زمین شناسی هم صفر می شدم
و همه ش صفر می شدم
و اصلن قراری هم نبود که پاس کنم
مهمونامون از ده با خودشون کَک آورده بودن
نشونی معدنای کُک و ذغالسنگ هم فراموشم شده بودن
ماکسی کبود مامان رو (لباسی که تنها مأمنم بود) یواشکی پوشیدم رفتم توالت
با سیفون پایین کشیده شدم
سیمان و آهک و استلاکتیک و استلاگمیت( حالا چون من فرق شما دوتا رو هیچوقت نفهمیدم شما باید دوتایی می افتادین به جون من؟) خراشم می داد
تا با عنا پرتاب شدم به ته زمین
پرس شدم جایی بین فلدسپات و میکا
و تا سرخوش بشم
کُک می زدم
و خط می زدم
که چن روز دیگه مونده تا
از همون سوراخ توالت برگردم بالا
ولی این مشروط بود به این که
مامانم دلش برای عنا و لباس کبودش تنگ بشه
و بده تعمیرکار سرکوچه کاری کنه که
سیفونمون همه رو پسْ وکیوم کنه بالا
بهرحال من اینجا منتظرم
وگرنه که باید امتحانامو حذف پزشکی کنم
و
برگردم دهاتمون بزنم تو کار پرورش کَک
نه ازین کَک های معمولی
کَک هایی که چراغ دارن؛
به مانع می رسن ترمز می کنن؛
و وقتی امتحان داری یا حتا نداری 
غصه تو می خورن.

لینک