فارغ ز چند و چونم.....   

الان ديگه خيلی ديره که حرفتو قطع کنم..... نيم ساعته که شروع کردی.... داری به من می گی که تو يه نيروی عظيم داری که می تونی بکشیم ... بکشیم ( به کسر ک ) بچشیم .... بچشانی، مکش داری.... چکش داری... هستی ولی نيستی... محيطی.... محاطی.... با اين که خيلی زن هم نيستی.... دگمه ی شلورات مثل زنها سمت راستت نيست.... با کفش پاشنه بلند مثل شتر راه ميری.... ولی يه لطافتی يه جاييت هست که من می دونم.....آآآآی بس هم نمی کنی.... می خوام بگم بابا راحت باش خيلی طبيعيه....من هم که يه جنس مخالفم رو می بينم بلافاصله با مايو.... شورت اسلیپ.... مامان دوز.... مجسمش می کنم و به جاش اين دری وری ها رو هم نمی گم.....

لینک