خانم‌پری‌‌شورخانه- قسمت اول   

حوض مربعی کم‌ارتفاع آبی‌رنگ خانه‌ی ما به درد لباس شستن نمی‌خورد. ولی خانم هاشم‌آقا که آب خانه‌شان قطع شده؛ لباس‌هایش را آورده خانه ما بشوید. قبای گل‌گلی بَرش است با شلواری که از زانو به پایین توی جورابی سیاه و کلفت حبس شده. دولا می‌شود شلپی لباس را توی حوض فرو می‌کند و شرشر آب‌ریزان بالا می‌آورد. مامان؛ آقای حجتی معلم کیوان را برای دختر طلاق گرفته‌ی خانم هاشم‌آقا پیشنهاد کرده است و حالا صحبت سر خصوصیات اخلاقی خانم‌پری و آقای حجتی‌ست. خانم هاشم‌آقا خم ؛ لباس کفی تو آب؛ شلپ می کند: خانم‌پری عین دخترگی‌هاش یک ربع به اخبار سرشب بی‌بی‌سی خانه است .بعد مرا که سمبل معصومیت و بستگی چشم و گوش هستم می‌پاید و بدون کلام با انگشتانش حلقه‌ی تنگی درست می‌کند و بعد همان دست را به علامتِ نه بالا می‌پراند: انگار بانگ خروس نشنفته این دختر. لباس ِ چلانده  پرت می‌شود تو آبکش. مامان سر انار می‌برد؛ پشت انارِدوشقه را توی کاسه تا می‌کند : آقای حجتی مثل خانم‌پری عاشق بچه است. همین که دست‌به‌دست‌شان دهیم نُه ماه بعد گوجه‌فرنگی به دنیا آمده. خانم هاشم آقا یک خط ممتد خنده شده است و سکوت از سرِ کیف.من،خانم‌پری را تصور می کنم که درد می‌کشد و زور می‌زند و یک گوجه‌فرنگی می‌زاید. دستان خانم هاشم‌آقا ازجان‌رفته ؛روبالشی مخمل حالا شرشرشر؛ تلپ می‌کند تو آبکش. دستش را آونگان کرده انگشتانش را به حالت بای‌بای روبه‌پایین دلنگ‌دلنگ می‌کند به مامان نشان می‌دهد: چیزی توی بساطش هست؟مامان بلند و جیغه‌ای می‌خندد : والله کسی به من گزارش نکرده خودم هم معاینه‌ش نکرده‌ام. خانم‌ هاشم‌آقا غش‌غش : با هاشم‌آقا بفرستیمش حمام.

(باش تا موقعی ادامه ات دهم )

لینک