از یادداشت های یک وِل-چر بی عجله   

وقتی که وبا و طاعون نمی‌گذاشت متوسط سن آدمیزاد از چهل بالاتر رود و دغدغه‌ی دولت و مردم آب آشامیدنی پاکیزه بود و مردم نوآموزانی بودند که تازه یاد گرفته بودند شیر را بجوشانند و بخورند؛ الگوی انسان سالم با الان خیلی فرق می کرد. امروزه انسان سالم انسانی است که مسواک و واکسن و شیر جوشیده ی بی پشکل و مالاریا را پشت سر گذاشته و یاد گرفته است روح خود را هم تغذیه کند. تابوها را شکسته؛  آن چه روی دست خانواده و دولت بار مالی می‌گذارد مثل مواد مخدر را حذف کرده و بی ضررهاش مثل سکس را استقبال می کند. انسان خوش‌حال ؛ همان که دندان‌هایش را ارتودنسی و وایتکس کاری کرده( چون به‌هرحال دندان خیلی مهم است) همان‌طور که برایت لبخند می زند باید برایت هم تعریف کند که شغل خوبی دارد( بی‌چاره شدم من یکی بس که با این سوال مواجه شدم که چه‌کار می کنی؛ از آدم‌های حاضر در یک مهمانی بگیر تا مامور آب و برق و کارمند بازرسی چمدان و خواهرم و الخ . وبرای من که کار خاصی نمی کنم اختراع یک وضعیت شغلی چندین اسب بخار انرژی می‌برد)  و وضعیت پس‌اندازش چطور است و کمی که کله گرم‌تر شد: چند مرتبه سکس در هفته دارد.
بدا به حال‌ت( ای روستایی) اگر آدم بی سر و همسر و به قولی دردسترس باشی. بسیارزیاد از دور و برت می‌شنوی که : چه کار خیال داری بکنی؟( گزارشی از تصمیمات آتی ت را باید بدهی)  و بعد: سکس ت به راه است؟ . برای قسمت اول سوال می‌شود چیزی بافت و  ولی در مورد قسمت دوم  اگر جوابی مبنی بر همسویی با نظرات پرسنده بدهی ؛ باید که جزئیات بعدی را به سمع برسانی حکما. بارها متهم به بیماری هایی از قبیل مردگریزی؛ مردم ستیزی؛ سکس ناخواهی؛ سردی؛ بخل(تنگی)؛ پژمردگی مزاجی و  وسواس لاعلاج شده‌‌ام.
دلم می‌خواهد بگویم آدم‌هایی هستند که لذت نمی‌‌برند از تن‌ساییدن‌های سه وعده در هفته و علامت نمی‌زنند چک‌لیست انسان استاندارد را؛ چون آنقدری از زندگی یاد گرفته‌اند که بدانند هر آدمی که از روبرو دارد می‌آید ؛ الزاما نمی تواند همان لذت موعود و منظور نظر انسان آتیه دار و دندان سفید؛ همان ویتامین روح و عامل سوزش کالری را به شما بدهد حتا. نمی‌دانم همخوابه‌گی به منظور سوزاندن کالری و تقویت عضلات سرینی و چارسر ران اصولا سکس نام دارد یا نه.

برای من که اشتیاق خودم را تا حد جامه دریدن بی تابانه در راه پله‌ای نارسیده به بستر دیده ‌‌ام؛ برای من که گاهی از ناخن پا تا موهای سرم می‌شود نقطه ی تحریک؛ حاجتی به تحرکات هفتگی تختخواب نیست.

ول می‌چرم بی‌عجله. برای من صبوری کمترین کار است.

لینک