حق تقلید پیش شیر آب محفوظ است.   

پسِ صدای آبی که از شیر آب توالت می‌ریزد صدای زنگ‌تلفن خانه، زنگ موبایل، بوق اس‌ام‌اس، زنگ ساعت، زنگ در، صدای کسی که صدایم می‌کند، صدای آگاه‌ساز پیغام‌های فیسبوکی را می‌شنوم. از صدای شیر آب توالت گاهی هم یک آهنگ کامل به گوشم می‌رسد. روزهایی که این صداها و آلارم‌ها مرا به شتاب واندارد و حالم را نگیرد، می‌نشینم و تا تهِ آهنگ را گوش می‌دهم. تکراری هم نیستند. سمفونی‌های نا‌آشنایی‌اند. حواسم هست که تکراری نباشند. همان موقع ذهنم می‌رود پی حق تقلید. نه. شیر آب توالت این‌ها را برای من نواخته است . پس مال من است. بعضی وقت‌ها فرض می‌کنم که آبِ توی شیر آمده به حق‌خواهی. می‌گوید این‌ها را برای شادمانی فضولات و آب تهِ توالت ساخته‌ام. می‌گوید تو گوش کن و رد شو . بعد من که اشرف موجوداتم و اکمل‌ام و اصولا افعل‌ام به‌اش می‌گویم مردی دنبال من بدو. به‌اش می‌گویم تو اولش را گفتی من بقیه‌اش را ساختم. تازه هوای توی شیر هم هست که نت‌ها را از راه به در می‌کند و جمله جمله می‌نوازدشان. شیر را هواگیری می‌کنم ببینم چه غلطی می‌کنی.نه همه‌ش تو نیستی.

خب همین‌ها می‌شود که دفعه بعد صدای زنگ و آلارم و آمبولانس پخش می‌کند که بی‌قرار بلندم کند تا بزنم بیرون.

لینک