لجستیکی لاک‌پشت و نقش آن در وزارت نفت   

خود بنده تمام بچگی‌ام رو در صف‌های بنزین جاده‌هایی که سفر می‌کردیم گذروندم و همان‌ها فرصت خوبی بود برای مداقه کردن در فرم سنگ‌ها و یا مراحل تخم‌گذاری لاک‌پشت‌ها.  بنده تمام مدتی که از گرما درِ پیکان قهوه‌ای‌مان را باز گذاشته بودیم به جای کوه و چشم‌انداز افق، به علف‌های خردی که کنار دیوار روییده بودند خیره می‌شدم. اگر امروزه به‌عنوان مسئول واردات بنزین وزارت نفت به هیچ وجه علاقه‌ای به وارد کردن بنزین ندارم این است که همین فرصت‌های بی تعجیل و همین صف‌ها باعث شد که من به جزئیاتی توجه کنم که کمتر کسی کرده است. به طور مثال کدومتون می‌دونین که سال 65 اولین تبلیغ بعد از دوراهی سلفچگان مال کدوم کارخونه بود و چه رنگی بود؟ کدومتون با کلمه‌ی لجستیکی زودتر از من آشنا شده‌اید؟ اگر ساعتها دمِ پمپ بنزین میدون آزادی منتظر نمونده بودیم کِی متوجه ساختمان لجستیکی ژاندارمری می‌شدم.
به هرحال بنده اطمینان دارم که تاریخ بعدها به شما ثابت می‌کند که من چطور به فکر تخیل نسل‌ها بودم.
والسلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته.

لینک