والنتاينيه   

شما را به ارواح قديس والنتاين بدبخت ، يه تجديد نظری تو بعضی مفاهيم ثبت شده ی سنگ شده ی تکون نخورده  بکنين! خيلی چيزا خيلی حس ها به يه کلمه معنی نمی شن.... بعد رد سوءتفاهم رو بگير و برو بالا.... حتی شما دوست عزيز که ادعای ضدکليشه و متفاوت بودن و منعطف بودن دارين... مثلا کلمه ی نامبتذل و زلال "عشق" يا عبارت "دوستت دارم" ( عمه داشتن اينجا به درد می خوره): يارو فقط دلش می خواسته بگه لپ های تو منو ياد تربچه می ندازه که خيلی دوست دارم....يا شايد علاقه اش به طرف در اين اندازه بوده که بگه تو مثل آروغ بعد از دوغ گازدار دلنشينی و اون وقت به جای همه ی اينا می گه دوستت دارم .حالا طرف مقابل که با اين جمله جايگاه خودشو کجا ببينه خوبه؟ انتظاراتش تا کجا بره خوبه؟ يه جايی حوالی ابرا... يه حسی شبيه صاحب "سگ تو لونه بسته" بودن.... چه خوب می شد اگه اولی به جای اون جمله ی کليشه ايِ کليِ هزارمفهومی همون خرده احساسشو هرجور که بود می تونست به طرف بگه يا طرف دوم می تونست تشخيص بده خاستگاه دوستت دارمه کجاست و خودشو تو انتظارات به شدت ليست شده ی هميشگی قرار نمی داد....

يه ذره رابطه ی حس ها و کلمات رو ياد بگيريم.

 

* زمانی که تستسترون و استروژنتون جابجا شده ، نگين دوستت دارم،

* ريز به ريز از حس های خودتون بگين نه همسايه ی بغلی،

* دوغ بی گاز چشه؟( اينم واسه اسپانسر عزيزم، دوغ ساز دوغ سازا، پاکبان!) 

لینک