پيامبر آبهای گرم خليج مکزيک...   

روزی خدمت جناب افيکس  پيامبر (چل گيس صغرا از کتالم سفلا) بوديم و پس از عرض دستبوسی شان  عرض کرديم ما را نصيحتی بفرما که چراغ راه گردد. حضرتش فرمود: يا بنت کنت دو لا فونته ! خيام را که به جای بيزنس خيمه اين اواخر در کار کوزه افتاده بود خوانده ای؟ اين کنيز که از شدت خلسه ی ديدار ايشان گريان بودم عرض کردم بلی فرمود: سپس دستگيرت آمده که کار جهان جمله هيچ است و همه ی ما يک وری در کوزه خواهيم رفت! گرييدم که  بلی گفت پس مخچه ی عاقبت اندیش ِ شطرنج بازِ کاسپارف کش ت را رها کن و به پروسه بينديش و که کار جهان و جهانيانش به نتيجه و حکم نهايی قد نمی دهد ! گريه ام از خلسه گذشته و به هق هق رسيده بود که حضرتش با اشاره ی دست به ما فرمود تو را چه می شود؟ عرض کردم فدای خاک پايتان! اين کمينه می انديشد از کجا بيابد پروسه ای که غايتِ  خراشناک و سرشکنش  را به حلاوتش بخشد! بیش از این از احوالات درونی ام اخبار نگفته بودم که حضرت چشمکی فرمود و گفت: بنت کنت دو لا فونته! به اين آسانی ها هم که فکر می کنی سنگسار نمی کنند!   عجبا که جخ معلوممان شد که از کرامات نبینا افیکس اوفینا همانا خواندن فکر: الف) ابولبشر ب) نوعی کوسه ی آبهای گرم پورتاوایارتا از خلیج مکزیک بوده است.

لینک