اينجانب فروغ   
نام : فروغ کشاورز
علاقه مند به کشتن پروانه - نديدن فيلم- نخواندن کتاب
نام پدر: محمدرضا ( وسوسه خوردن یه سوسک مثل نفس با منه)
نام مادر: مرحومه ماه بی بی ( چند لحظه سکوت رو نشکنین)
از هر چيز يه ذره هستم- از کل سالهای مدرسه لابيرنت غشايی را به ياد دارم.
متولد : ۱۳۴۸
صادره: شيراز ( کمرم می خاره دستم نمی رسه یه نارنج بدین به من)
شماره شناسنامه: ۲۱۷ کيلومتر بر ثانيه
تحصيلات: ليسانس بی ادبيات انگليسی نفت خوار
اعمال روزانه و گاهی شبانه:
همدلی با زن همسايه برای سوختن حلوای شب جمعه اش -
تظاهر به تشخيص برنج دم سياه از کتالم سفلا-
ارتکاب چندین فقره لبخند به انجمن مادران که "پناه بر خدا می بینی نوجوانان این دوره را؟" در حالیکه خودت یک بچه منگول عقب مانده ای
قضاوت و نظرات مطلق: کیلو کیلو به رسم همرنگی با جماعت تازه وقتی معتقدی
masses are asses
شغل: همکاری با یک راس رییس چینی ( جمهوری خلق چین نه بشقاب)( که تا زیر لب فحش خواهر و مادر بهش ندم نمی تونم تا آخر روز بهش لبخند بزنم) که هوا را مثل سوپ داغ هورت می کشد و از مراسم سوزاندن جسد پدرش چنان حرف می زند که انگار یک چارشنبه سوری به یاد ماندنی داشته خصوصا قسمت ترکیدن جمجمه در آتش که آن سوپ هوا را داغتر از همیشه هورت میکشد و میگوید: بامب ب ب ب ب ب.
حال (mood ) بیشتر مواقع: طرفدار تخلیه مغز تا حد "رفتی و با یکی دیگه دوست شدی هیچ خیالی نیست"
تماس: من را تحویل بگیرید. چرا که تحویل از تحول می آید و برای خودتان هم خوب است چون متحول می شوید. و چون من خیلی دلم میخواهد به شما بگویم که من هم حالیم است. مثلا قیمت نفتالین خام که پایین آمده و اینها.
( چیز بیشتری خواستین بدونین به خودم ای میل بزنین)

لینک