درود بر فضولات حيوانی انسانی سياسی اجتماعی!   

خط خطی بی هدف.... مغزه انگار خالی خالیه.... گفتنی هام به درد خودم هم نخورده....دیالوگ که صد رحمت به مونولوگ..... مشترکاتم با آدما شده یه مشت غرغر الکی که هر کس به دلیلی به همونا می رسه.... آدما با آدما فرقی نمیکنند(یا می کنند؟) کسی وقتی واسه درک کردنت نمی ذاره( یا می ذاره؟) اوووووه چه انتظاراتی داری مادام باترفلای تو هم ها!.....یه مار نفرین شده یه وقتا این دور و برا بود... تا چشمشو دور دیدیم دلم می خواد بگم... به قول همون شاعر نازک دلمون ... فعلا دونه اناری....پوست سیبی ...پوست  خربزه ای ...پوست شقایقی! چیزی هست...خدا این کود و فضولات رو ازمون نگیره....که لااقل محصولات کشاورزی بالا نجاتمون بده!  

لینک