فيلسوف بمير!   

چی بنويسم؟ که کسی فکر نکنه که چی فکر می کنم!

( خاتون پنجدری های خاک گرفته- کتاب تازه الف روغ کش آورز)

وقتی نمی دونی که می خوای يا نه بهتره دلايل نخواستنتو بيشتر تقويت کنی!

اينو زندانبانی که داشت بازنشسته می شد گفت! زندانبانی که هفتاد سالش بود و داشت بازنشسته می شد و هنوز بلد نبود ويولون بزنه!از اهالی مرودشت بود! او يک هفته بعد از بازنشستگی مرد در حاليکه زير لب می گفت : چرا تا شاخدار نباشی و شاخدار حرف نزنی توجه هيشکی رو جلب نمی کنی؟! او گفت : هفتاد سال طول کشيد و سر اين لقمه گيج رفت از بس که دور سرم چرخيد و توی دهنم نرفت و من هيچگاه پيچيده نشدم که منو هم تحويل بگيرند. او سر آخر فيلسوف مرد.

لینک