زن - درخت - زن   

همه آنجا مرا می شناسند...خرگوشها بهتر!... من تنها زنی هستم که چسبيده ام به تنه ی درخت چنار ۲۰۰ ساله و معکوس پايين را می پايم! از پرندگان بپرسی ميدانند... آنها گاهی برجستگی گلوی مرا نوک می زنند...من از مهمانی های شاهزادگان روسی قبل از انقلاب اکتبر می آيم و راسپوتين هم نتوانست مرا گول بزند... به سادگی می گويم ... زنت می شوم... همين قدر که شبها کسی باشد که نگذارد بترسم کافی است... همين قدر که اگر تشنه شدم به من آب دهد کافی است يا جای نوک پرندگان را مرهم بگذارد... من ديگر آنقدر درخت شده ام که بلد باشم  تمامی چيزهای باشکوه را وا بدهم... زنت می شوم!

لینک