برای آبجی غَشَمشَم!   

نه به جان تو.... صحبت رد کردن دست تو نيست.... آخه ميدونی.... عرق بخوری و حواست باشه که حرفای مفت ادبياتکی نزنی و بلند بلند داستانتو وسط موزيک راک نخونی و نقد ادبی کدو بادمجونی  نکنی، که مستی نمی شه... حواست باشه جفتک چارکش با آهنگ برو برو ديگه دلم تو رو نمی خواد نرقصی و با قيافه ی يه لامپی و يه وری ات عکس نگيری و حواست باشه که پس فردا عکست چه شکلی چاپ می شه ، که مستی نمی شه.... حواست جمع باشه که يه وقت يادت نيفته که "ای ی ی ی نه بابا يه وقتا چشاش با ما يه مهربونی هايی هم داشت"، (مدل چشای مهربون بره ای که دور سرش هدبند برگ زيتون گذاشته و با چشای خمارش بهت می خنده - آدرس: طباخی بره کوچولو يوسف آباد) که مستی نمی شه.... حواست باشه يه وقت دستت سمت موبايلت نره و تماس نامربوط نگيري، که مستی نمی شه.... اصلن وقتی حواسه جمع شد ، بالا هم که بياری که مستی نمی شه..... روحه يه هوا مادر قحبه شده... گبر شده... چغر شده...به اين مفتيا پرت نمیشه .....نه به جان تو هيچی چاره ی اين حواس جمع رو نمی کنه... صحبت دست کردن رد تو...ببخشيد رد کردن دست تو نيست...

لینک