دريچه ی ازدحام خام   

اگر به خانه ی من آمدی ای مهربان زحمت نکش! من همين ته کوچه چپيده ام تا نفهمم يا لااقل کمی ديرتر بفهمم که کسی اين روزهابرای من از سر کوچه رد نمی شود! تو که سر کوچه را می پايی اگر رسيد برای من چراغ نياور! در اين گرمای تابستانی ای مهربان بوی کلر بياور و کاشيهای آبی خنک! ای مهربان بعد از تن خيس و خنکی ديگرنمی گويم چه بياور!... اصلن ای مهربان برای خودت می گويم...من که همين ته کوچه به بوی گِل خام اين ساختمان نيمه کاره هم دلخوشم!

لینک