صدای جرز لولای روغن نخورده ی دری که می ره سمت تراژدی و بر می گرده سمت کمدی يا بازگشت برتولت برشت!

نمايش تموم شده رفته.... ولی این خودتی که یقه ی خودتو گرفتی و ول هم نمی کنی بابت بعضی کارهایی که  زیادی  کردی... بعضی مایه های "برشت" ی که گذاشتی.... می دونی این مایه ی "برشت" رو از کجا آوردم؟ یه صحنه توی فیلم "هنرپیشه" مخملباف هست که اکبرعبدی توی شهربازی قنداق شده و قراره توی گهواره اووووه اوووه کنه.... وقتی مرحوم حسین پناهی میاد بالای سرش می بینه اکبر عبدی داره زار زار گریه می کنه چه گریه ای....با همون لهجه  ی روستایی اش می گه: اوووووووو کی گفت واسه همچین نقشی مایه ی "برشت " بذاری؟!!!

بعضی وقتا که واسه یه نقش درپیتی و دلقکی که قراره مایه ی خنده ی ديگران باشه ؛ مایه ی برشت گذاشتی.... نمایش هم که تموم بشه بره ... خودت یقه ی خودتو ول نمی کنی....زيادی مايه گذاشته بودی...

لینک