شمایل خواب شما

من مهربان نیستم

و لهجه ام خیلی کم بلد است ملاحت خرج کند

نگاه فرّاری دارم بدتر از بعضی از گازهای آقای مندلیف

و نمی خواهم روی تو یا هیچ خر دیگری اثر بگذارم

چون هنوز نمی دانم مردم با "اثر گذاشته هایشان" چه می کنند

فقط آن شکلی که شب ها خوابت می برد

شکلی است که من دوست دارم

و می دانی که ساعت ها از معصومانه‌گی‌ام هم گذشته بود که دیدم

و تازه همان موقع هم نفهمیدم(چِمدونستیم ما)

حالا هم

ناگزیرتر از هر چه بگویی ( همین سولار سیستم، همین اردوگاه، همین اسطوره ، همین ابتذال،همین سیناپس های بدکردار مغز، همین دوپامین خسیس، همین خطر محیط ناناز زیست)؛

عاشق‌ات شده ام.

 

/ 31 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خودشیفته

من وبلاگت رو به عنووان یه وبلاگ نامتعارف و متفاوت با نثری منحصر به فرد خوندم. ازت خوشم اومد آبجی. لینکت کردم. اگه وقت کردی بیا منو بخون و نظر بده. خوشحال می شم.[بغل]

بابا لنگ دراز

درسته... آدم از انجام عمل و هر نوع عملی ساقط میشه و بعد متهم میشه... هر نوع اتهامی... و نمیشه که نمیشه... چون نمیدونه آدمها با اثر گذاشته هایشان چه می کنند... با اثر ِ اثر گذاشته هایشان چه می کنند... و ترس میاد... ولی نمیشه...

میم

میخوانمت خیلی سال است [گل]

تایماز

اصلن این شکل خواب رفته ی شب هاست که به هممان می ریزد. اگر دیگری ها خوابشان نمی برد حال ما خیلی بهتر بود

باران

به نظرم جزو بهترینات بود.

Soft Time

این شروع دوباره شاید سرآغاز پایان تلخم شود ...

زهرا

مبارک باشه

تبسم

تا عاشق نشوی...طعم گیلاس را نخواهی فهمید! احتمالا از گیلاس گذراندی و انار را مزه میکنی... شیرین است....هم طعم با انار رسیده ی باغ نیست؟؟؟ دوست عزیزم...با نام خرمگس خاتون لینک میشوی!!! اجازه هست؟

پگاح

این تیپ نوشته ها رو بیشتر از نثر کامل دوست دارم یه جور تعنی یه جور آرامش داره توش کندیش ذهن آدمو قلقلک میده از پستای تند خوشم نمیاد تند منظزرم سرعتشه! اصن یکی نیس بگه تو کی هستی که نظر میدی یکی هست؟