نای نای(در گوشه ی زنگ شتر خوانده شود)

درد به من....ای درد به من.....من به درد....به درد...همی نخورم....به درد نخورم....
من که نوک زبان ام....همی نوک زبان ام....آقا نوک زبانم...چشم های تان  می آید و قورت شان می دهم.....
از این جا تا کجا های تان راه برده.....راه برده ام اصلن؟...من ز نیم راه برگشته ام...راه و بی راه برگشته ام...راه راه برگشته ام....ای درد به من.....
خلق شاکی .....زبان از حلق شاکی....... حلق ز نای....نای ز مری....هوا لای زبان....ای زبانم لال زبان....ای وای زبان...نچرخیده است از علی الطلوع به کلامی....سودوکو حل کنی ای ذهن...فراموشی آمده است.....
ای درد به من...من به درد....من به درد همی نخورم....

* اگر این آواز گل کند در باره آن می گویم که شبی از شدت سردرد خواب از چشم ام پرید. به حمام رفتم و بلند بلند آن را خواندم تا خواب از چشم همسایه گان نیز بپرد. باشد تا روزی در همین مملکت شاهد اجباری شدن همدرد تسخیری برای نیمه شب سردرد گرفته گان باشیم.

 

/ 20 نظر / 38 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داریوش معمار

سلام هیچ کاری در این اوضاع به قدر پیدا کردن چند دوست تازه دلچسب نیست. خوشحال می شوم به من سر بزنید ، با چند کار تازه به روزم، نظر بدهید. لطفاً لینک وب مرا در تارنمای خود اضافه کنید. با مهر

هلیا

با تسخیر کردن همدرد خیلی موافقم...نه تنها برای نیمه شب سر درد گرفته گان...برای نیمه شب همه ی دردها علی الخصوص بی درمانش.

بهناز

آی این درد را تکرار که میکنی، تزریق میشود توی رگهایم بدجوری... ای درد به من... من به درد ای کاش درد فعل بود

ela

اگر این آواز گل کنه به درد تو نمیخوره

تایماز

شاید عمل کند به جای مسکن که عمل آورده و خود دیگر عمل نمی کند

فریب

داستانیست داستان درد

ساره

محسن نامجو رو مسخره کردی؟