یاور همیشه کس‌دست

بعضن دیده شده است که برخی از مردان که صاحب خلق تنگ، مودِ داون( با سندرم داون یا فریاد گربه اشتباه نشود)، حال‌نداری مفرط، بی‌اعصابی هستند، از اتفاق؛ زنان زیادی را جذب می‌کنند. زنانی که طرف‌دار فداکاری، عظمتِ بخشش، عظمت در نگاه، مادری و مراقبت هستند. این زنان به خیال خود پروژه‌ای چلنج‌طلب انتخاب کرده اند، نه دم‌دستی و رو و جایزه‌شان را درمان کردن، سرحال‌ آوردن/به‌ راه آوردن یک آدم سخت می‌دانند( مثل لوازم چوبی ایکه‌آ که با وجود این همه صندلی آماده ترجیح می‌دهی یک چوب به خودت و چند چوب و تخته به هم میخ کنی تا صندلیت را خودت بسازی).

نمی‌دانم چی‌طو شد که ای‌طو شد ولی شاید یکی از خاصیت‌های دنیای مدرن زنانه برعکس کردن ١٨٠ درجه‌ای تمام کهن الگوها است. مرد حمایت‌گر= حالا زن حمایت‌گر که مخلوط با مادرانه‌گی‌ش به دنبال مردانی این‌چنین می‌گردند.

من به جای این برادران شریف بودم از این وضعیت هیچ حالی نمی‌بردم.

/ 5 نظر / 43 بازدید
تایماز

برادران شریف هم بعضن ار این وضعیت هیچ حالی نمی برن. خصوصن اگه با همه ی این خصوصیات خلق تنگ و مود داون و حال نداری و بی اعصابی تیریپ باشن و این ماجرا رو مخشون باشه.

قطب نما

سلام از قضا همان کهن الگوها تایید می کنند گر چه تقریبا همیشه در شرائط عادی قدرت سخت نقش حمایتی برای قدرت نرم را بازی می کند(سخنی که به درستی اشاره کرده اید) اما در شرائط استثنایی که قدرت سخت ترک بردارد ، بشکند ، وامانده شود (مثل مردان متن تان) آنگاه قدرت نرم _ بنا به غریضه حفظ بقا خویش _"موقتا" به حمایت بر می خیزد و این سنتی بین الانواع است . چنار های ساعقه زده را پیچک هایی به زندگی بر میگردانند که تا دیروز بر یال و کوپال همو بالا می رفته اند . آمریکای همیشه قوی را اگر وامانده شود اروپای همیشه مورد حمایت از گل بیرون می کشد .  فولاد که در کار فرو ماند ، نوبت هنر نمایی آب می رسد در بریدن و دریدن!... بارها دیده ام و خوانده ام که وقتی سرکوب خشن اجتماعی ، مردان بی طاقت و تحقیر شده را به خانه می فرستد ، تازه وقت الدرم بلدرم زنان فرا می رسد. بنظر من نکته ی کلیدی نگاه شما در متنی که قلمی کرده اید این است که در اعماق نا خود آگاهتان ، صادقانه ، زنان را واجد قدرت _ از هیچ نوعی _ نمی دانید...طولانی شد ،اما زنان قصه ی شما ناخود آگاه یه غریزه ای اصیل پاسخ می دهند: حمایت "موقت" از حامی منف

قطب نما

سلام ببخشید ! من کی گفتم که زنان متن شما فاقد قدرتند؟! چرا حرف توی دهن من می گذارید؟ در واقع من خیلی آسمون ریسمون کردم تا بگویم آنها قدرتمندند . قدرتی از نوعی دیگر . ضمن اینکه رفتارشان طبیعی و اصیل نیز هست . من در واقع از زنان قصه ی شما دفاع کردم و با ذکر مثال و تعبیر عرض کردم که آنها به غریزه ای بسیط پاسخ می دهند که عبارت است از :" حمایت موقت از حامی منفعل شده " . چیزی که من گفتم آن بود که زاویه ی نگاه شما ، این فکر را به ذهن متبادر می کند که گویا "خودتان " به عنوان نویسنده _ قاضی قصه تان زنان را در ناخود آگاه خوتان ،فاقد قدرت از هر نوعی میدانید و رفتارشان را خرق عادت و خلاف کهن الگو های زنانه ارزیابی می کنید حال آنکه به نظر من چنین نبود . بهر حال دزد حاضر و بز هم حاضر . متن قبلی ام هست...مجددا مطالعه بفرمایید .

صدا

زنان حمایت گر مال دنیای تازه نیستند. مال همه زمانها بوده اند و هستند. اگر هم زنانی دیدید که بقول شما بروره چلنج طلب انتخاب کرده اند بدانید و به آنها هم بگوئید کسی توی زندگی هیجکی بروره نباید بشود. همانطور که انها نباید بروزه زندگی مردی باشند. بدانید البته که مردها بخاطر اینکه توی سیستم جهانشمول بدرسالاری رشد میکنند همیشه کلا این امکان که ترازیک باشند و بشوند و اینحرفا خیلی بیشتر اززنان براشون فراهم هس. ماها البته میریم جلو جون همیشه اینجوری بوده و شکست برامون به منزله ترازدی نیست. با وجود همه اینحرفا اگه زنید بیایید و مرد نشوید

من

نمی بریم... خیالت تخت! :)