این شعر راست است . نشان به آن نشان که موهای دستم سیخ شده است.

باز من و تو و سر سودایی
باز منطق روایی و باز سر من سودایی
فرداشب اش حتا در عالم پتو من اندیشه ی خواب مقوایی
صباها و پس صبا ها زپی هم  و  من همین تفکر بی مهندسی شده ی سامورایی به اضافه ی سر سودایی

/ 12 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امین

من سه چهار روز است که دارم این را میخوانم اما خدایی... میشه یکی کمکم موهای دست منو بکشه؟ چون مغزم فکر نکنم...

هیچک.

و به قول خواجه دیشب گله زلفش با باد همی​کردم گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی

ابهورسن

خوش به حالت تکه سنگ ... پارسال بهار دسته جمعی رفته بودیم زیارت ... وگرنه من همان خاکم که هستم ....آهوی دشت زنگاری ....

یکی

و بدین سان مادر حافظ مزین شد

خرمگس

من خفن اون سر سودایی تو,چند دفعه دیگه می گفتی لااقل!

for you

راستش من هیچی نفهمیدم از این...!!!

امین

بی ربط و بی جا و بد موقع: بابا اینجا همه خاصند. چی میگید شماها به هم؟ فارسی حرف می زنید؟ راستی خاتون پروفایل نو مبارک.

مراد

گل شمعدونی تو گلدون تک و تنهاست اوون که چند ساله که تنهاست و همینجاست تو دلش هیچی به جز عاشقی نیستش گل شمعدونی که قلبش مثل دریاست اوون نهایت برسه به اوج پرواز یه زنبور اما همیشه نگاهش سمت آسمون به ابراست فکر نکن به اینکه( ما که گل شمعدونی نداریم) گل تو تنها شده اوون تک و تنهاست به دل خالی گلدون افتاده که مهربونی دو سه مشتی آب بریز پاش این مراد دل گلهاست خوووووووووووب بید.

مراد

سلام درزمستان خيال برف ياد تو گلم برسر خاطره ها مي بارد.