گفتمش: __________ گفت: لاتقٌل

امساک، از من یک گُه تمام‌عیار ساخته است. خودداری کردن اول از غذا خوردن‌ام شروع شد. غذاخوردن افراد را نگاه کرده نمی‌توانم. کم و بیش عق‌ام می‌نشیند. انگار مسیح یا پیرپیغمبر دیگری در من می‌زید که لذت‌جوریدن و لذت‌بردن و هر ترکیب دیگری که با لذت ساخته شود را منع که نه، مسخره می‌کند. حالا تو بگیر غذاخوردن یا امتزاج فوری در اجناس مخالف یا موافق. این خودداری و لذت‌گریزی و وسواس کارش به جایی کشیده که دیگر کم‌کم حرف هم نمی‌زنم. وسواس نویسنده‌ی لاعقوبتی را گرفته‌ام که هر سوژه‌ای را که ازش مشعوف شده و با جزئی‌پردازی دقیقی وصفش کرده، بعدها دیده که خیلی‌ها، خیلی بی‌ادعاترها و نانویسنده‌ترها با چارتا دلیل درست و مستقیم آن را واشکافی و اثبات کرده از دهن انداخته و رفته‌اند. ( خداییش ولی شگفت‌زدگی نویسنده‌ها از هر پدیده‌ی ننه‌قمرطور دور و برشون که محض انشای نمره‌بیست و حساسیت دم‌دستی شبه‌بصیرتی‌شون به جوهر در میارن، رقت‌‌بار و اشک‌انگیزه).

مثل یک بز تماشاگرم.

حرف‌ها و شعف‌ها و هرچه بلد بودم را...

یک بار گفته‌ام ، دست کم.

حالیا به تخمم اگر،

در همان یک بار شنیده نشده‌اند.

و مهربان نمی‌شوم دیگر،

که خزتر از مهربانی چیزی نیست.

چون هرکسی دست کم دخترعمه‌ای دارد،

که به‌موقع تبریک بگوید و آخی بمیرمی راه بیندازد.

/ 22 نظر / 67 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ari

آخیشش.یکی هست که اینجوری می گه.

ایلیا

آن هم چه قدر رقت انگیز! آنقدر که یواش یواش می کشاندت به انسداد یعنی شک می کنی اینکه الان به ذهنت رسیده هم از آن دست موضوعات آبگوشتی قبلیه یا... . بعد که قیدش را زدی می بینی فردایش توی یک کتابی جایی نوشته اندش و کلی هم تحویلش گرفته اند. این است که می روی پی کارت!

مهرباني خز نيست... نوع بيان و نمايش اش شايد باشه.

ناشناس

بابا خجالت بکش این عکس بی حجابو بردار گن زدی به همه چی

Diapason

کجائی دوست من چرا آپ نمی کنی؟؟

زهرا

خوشبختانه دیوانه ای...چرا؟چون اون چیزی که خیلیا ندارن داری و دلزده ای.......عقل!

زهرا

و با میم موافقم که گفت:مرسی که می نویسید

زن کویر

خوشم میاد که یه نفر دیگه مث خودم پیدا میشه که داد بزنه هوار کنه کولی بازی دربیاره و یه عده هم پیدا بشن بهش بگن مثبت فکر کنه و مهربونی خز نیست و ............. از این ماسک لعنتی تو دنیای مجازی هم دست بر نمیداریم