همسایه‌‌ام خوش‌حال ماند

این پرتقال خشکا رو دیدین که آبشو با سرنگ می‌گیرن که خودشون بخورن؟

یه پیرمرد بدبخت هس همسایه‌ی ماس...این خیلی‌ آدم خوشحالیه و خیلی جوون و سرحال مونده....

بچه هاش همه فرتوت شدن ولی این همیشه یه لبخند پهن دونقطه دی رو لباشه....

به تو هم که می‌رسه ناگهان سر می چرخونه و یکی از اون لبخنداش می‌زنه.....

بچه‌هاش از خوشحالی این بابا زورشون گرفته...

یه پروفسور از آلمان اومده و یه پول قلمبه از بچه‌های این گرفته که به زور پیرش کنن و بفرستنش پی کارش...جوری که قتل هم محسوب نشه...

به روش سرنگ پرتقال خشک کن به جون این بدبخت افتادن دارن آبشو می‌کشن....

من یه دوربین روسی دارم و پنجره‌شون رو می‌پام....

الان همون‌جور که داره چروک می‌شه به تواتر کله‌ش رو ناگهانی و مکانیکی به پنجره می‌چرخونه ( به لنز دوربین من؛ بو برده من اونجام) لبخند دونقطه دی می‌زنه...

حالا هی داره لبخنداش با دررفتن جونش داره تندتر هم می‌شه....

بچه‌هاش همین جوری دارن حرص می خورن...چون فقط نگاه‌شون به دهن خندان این باباس،

هورا....این بدترین حالی بود که از این بچه ها گرفته شد....

حالا دارن دبه می‌کنن که پول پروفسور رو ندن....معلومه...با دستاشون هوارهوار می‌کنن و شست و سبابه به هم می‌مالن....

پروفسور هم نامردی نمی‌کنه و تموم آبی رو که کشیده بود دوباره تزریق می‌کنه به پیرمرده...

پیرمرده هم کم کم دوباره می‌شه یه پرتقال جون‌دار و روپا و برمی‌گرده  پهن ترین دونقطه دی‌شو تحویل بچه‌هاش می‌ده...

من هم حالم خوش می‌شه و دوربینم رو جمع می‌کنم برم بخوابم.

 

 

/ 14 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شابا

فروغیزه چقدر خوبه این کلمه

محمد رضا

پس این همسایه ما هم همینجری مرده احتمالن

عامو منصور

حضور اون دوربینه از همه جالب تره .. راستی خونه ی کناری ... طنز " ماجراهای ولایت چغوک آباد " تشریف بیاورید .

Selina

شایدم بچه ها و پروفسور فهمیده بودن که شما داری می بینی خواستن اطلاعات سوخته بهتون بدن . همین که شما دوربینو جمع کردی دوباره و ایندفعه با خیال راحت کارشونو بکنن [نیشخند]