زنده بر بالای قزل‌آلاهای چِت‌مرده

قزل‌آلا داغ بود.

لامصصب هر 4 پرس‌ش هم داغ بود.

نکرده بودند یک پرس‌ش را با شیر سرد درست کنند مثل دسر.

یک پرس‌ش را با آب ولرم مثل سرلاک.

هر 4 پرس که توی 4 ظرف یک‌بار‌مصرف بود، 4 نه ،بل‌که بسته به سطح گردش‌ش، 40 گوشه‌ی بدن مرا می‌سوزاند.

داشتم می‌گفتم....

کُلُفت کُلُفت آدم‌های بزرگ‌تر و قوی‌تر از من در خانه بودند ولی همه زرنگ و کون‌گشاد.

من هم عاشق پُخی شدن و مسئولیت.

دوچرخه‌م روی مانع رفت ....شهرداری خاک‌برسر.

من بودم و گیجی و 4 قزل‌آلای واچپیده بر خاک.

2تای آن‌ها چلیپاوار همدیگر را قطع کردند.

حالا مگر مغز من وا می‌داد؟

هی "زلف چلیپاش رو ببین" " زلف چلیپاش رو ببین"

جای این‌که فکر کنم حالا چه می‌شود.

وقتی به خانه رسیدم از دم در همه صف شده بودند به سرکوفت....

: خاک بر سر بی عرضه

: مرگ و زنده‌گی آدم‌ها دست تو بود

: ما از گرسنه‌گی مردیم زنده‌مان کن

: کاش معجزه بلد بودی الآن ماهی‌ها این‌جا بودند

: ای خدا این را بردار ببر.

همان موقع دست‌م را به دو شاخه‌ی آویزان بید گرفتم و از درخت رفتم بالا.

آن‌قدر ماندم تا همه پشیمان شدند و برگشتند سر زنده‌گی‌شان.

برادر خائن من اما پایین پای‌م کشیک می‌داد تا پایین بیایم.

و من هنوز پایین نیامده‌ام.

/ 32 نظر / 41 بازدید
نمایش نظرات قبلی
shadow

میشه با اجازه لطفا خواهش اگه میشه لینکت کنم؟ حرف نداری

میم

فروغ خانم انقد با احساسات پاک ما بازی نکن ! چقدر بیام اینجا و پست جدید نبینیم ؟ من دیگه طاقت ندارم ...

شايا

ديگه يخ كردن اين قزل آلاها!

ناهید رادمنش

منم میخونم ولی کم می فهمم ولی میوندم قلم شما بسیار توانمند ولی درک من کمه

پریناز

چرا پست نمیذاری؟؟؟؟؟؟؟بذار

پریناز

ازون موقه ک من ب سیب زینی میگفتم دیب زمینی ست میذاشتی ی بار همه ی آرشیوت رو خوندم ...حالا سخته پست نمیذاری

گلنار

عجب پرداخت زیبایی اندازه ای خوب از معنا و تصویر به به..ممنون

نائیریکا

پایین نیا..اینجا هنوز امن نیست.. به روزم..

نسیم خواجوی

نوشته هات رو دوست دارم خیلی متفاوت می نویسی :)

saturn

منو ياد بارون درخت نشين انداخت... اون خارپشت رو هم دوست داشتم.